محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1699

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

شد . بالجمله نواب حسام السلطنه سليمان خان دره‌جزى را فرمان داد تا كلات را تصرّف نمايد و خود از راه سر ولايت نيشابور رو به مشهد مقدّس كرد و چون به قلعهء شاهان‌دز كه در چمن كوباغ واقع و در تصرّف توابع سالار بود رسيد فرمان به محاصره و تسخير داد . پس از قدرى مقاتله و لختى خونريزى از طرفين ، سكنهء قلعه منهزم و قلعه مفتوح شد و قلعه‌گيان از در استيمان درآمدند و اردوى شاهزاده از آنجا به چمن قهقهه و از چمن قهقهه به خارج مشهد مقدس ورود نمود و در زمان ده هزار نفر از شهر بيرون آمده از طرفين جنگ درپيوست و پس از چهار ساعت محاربه قشون شهرى پس نشست و نواب شاهزاده حكم داده محاذى هر دروازه سنگرى محكم بستند و همه روزه كار به محاربت مىرفت و نايرهء قتال از طرفين اشتعال داشت ولى شكست و هزيمت وادبار همه روز از طرف لشكر سالار بود و چندى بدين منوال گذشت سالار را ديگر تاب محاربه و مقاتله نمانده به محصوريّت تن درداد و براى مخارج سپاه تنگدستى دامنگير او شد و به خيال تصرّف خزانهء حرم حضرت رضوى عليه السلام افتاد و با جرأت و جسارت تمام هرچه در خزانهء مباركه و قبهء مطهّرهء آن حضرت از قناديل طلا و نقره و ساير آلات زرّينه و سيمينه و اشياء نفيسه بود به يغما برد كه بيست و دو هزار تومان زر مسكوك از اشياء طلا و نقره به دست وى آمد و حبوبات انبار خاصه حضرت را به جاى علوفه به لشكريان پخش كرد و از امام جمعه و علماى مشهد بددل شده آنها را گرفته محبوس داشت ، و عجب آنكه از علماى محبوس تمسّك پا به مهر اثاث و اسباب منهوبه حضرت را گرفته به خدام آستانهء مقدّسه مىسپرد - خلاصه باز در اين ايّام از دار الخلافهء طهران لشكرى به مدد اردوى نواب حسام السلطنه روانهء خراسان داشتند كه معاون اردو و متابع صمصام خان سرتيپ باشند . و آن لشكر عبارت بود از عباسقلى خان بن ابراهيم خان بادكوبه‌اى و فوج خوئى ، و على خان قراگوزلو و فوج همدانى ، و حسنعلى خان سرتيپ كه الحال سالار لشكر است با فوج گروسى ، و جمعى از سواران كرد و ترك آذربايجان ، و عبد العلى خان مراغه‌اى سرهنگ توپخانه با چهار عرّاده توپ و برخى ديگر از قشون ظفرنمون - سالار هم از اموال آستانهء مقدّسه باز نيرو و قوّتى گرفته دوباره از طرفين ساز جنگ كردند و ايّامى چند بدين منوال بود تا